دریا باش...


روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس به یاد موندنی بده
راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه.
شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت.

استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "
شاگرد پاسخ داد : ... " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "

پیر هندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه.
رفتند تا رسیدن کنار دریاچه.
استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه.
شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید.
استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولی بود. "

پیر هندو گفت :
رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب.

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

سلام با تشکر از پیشنهادتون . لطفا منو به نام (کانون فرهنگی منتظران مهدی(عج) ) لینک بفرمایید ضمنا شما هم با افتخار لینک شدید. منتظر دیدار مجدد شما هستم[گل]

باشو

سلام .عیدت مبارک دخترخوبم احسنت به معرفتت [ماچ][بغل][گل][هورا][گل][هورا][گل][هورا][گل][هورا][گل][هورا][گل][هورا][گل]

داود

سلام موفق باشید منتظرتان هستیم[گل][اضطراب][خداحافظ]

غریب آشنا

سلام سلام چطوری؟ خوبی؟ بیا بروزم![قلب][گل]

سارینا

سلام دیبا جان چون اون پست مال من بود، احتمالش کمتره که ماهدیس نظرات رو بخونه! در نتیجه خودم اومدم![لبخند] واقعا لطف داری که میخوای مسافرخونه جونو لینک کنی![لبخند] با اسم "از زبون یه مسافرخونه" یا "مسافرخونه جون" لینکمون کن! منم الان لینکت میکنم عزیزم:) بازم بهمون سر بزنی خوشحال میشم:) البته هنوز آخرین آپمون، سفرنامه است!;-)

سارینا

wow پستت عالی بوووووووود مرسی لذت بردم:) سی میکنم درس بگیرم![چشمک]

غریب آشنا

سلام خوبی؟!! چطوری؟ [قلب][گل][گل][گل][گل][گل]

امید

حکایت جالبی بود . . قالب وبلاگ زیباست تا حالا به قالب وبلاگت فکر کردی یک گل پشتش یه نور(چراغ مانند)!!!